رواق منظر چشم من آشیانه توست

منشور منور

حضرت امام خمینی چون منشوری منور کثیری از فضایل و مکارم را در وجود خویش محقق ساخته بود. یکی از جنبه های جالب که در زندگی این بزرگمرد میدان حکمت و معرفت درخشندگی دارد، ساده زیستی، قناعت و اعراض از تشریفات و تجملات می باشد. امام که این شیوه را به نحو بارزی در زندگی خود پیاده کرده بود طی بیاناتی دیگران و خصوصا مسؤولین را به چنین روشی فرا می خواند و می فرمود: «ارزش انسان به خانه نیست، به باغ نیست. اگر ارزش انسان به اینها بود باید انبیا یک همچنین کاری بکنند. انبیا سیره شان را دیده اند که چه جور بوده است. ارزش انسان به این نیست که یک هیاهو داشته باشد و رفت و آمد زیاد داشته باشد» . (1) و در فرازی از یکی از سخنرانیهای خود خاطر نشان ساخته: «صاحب جواهر ... یک منزل محقر داشتند و در یک اتاقشان باز بود و به یک دالانی از قراری که نقل می کنند که در آن هوای گرم نجف یک نسیم، نسیم داغی می آمده و ایشان مشغول تحریر «جواهر» بوده اند» . (2) و در بیان دیگری به زهد و تقوای علما اشاره کرده و اظهار داشته اند: «در آن وقتی که آمدیم قم که در آنجا چه اشخاصی بودند، شخص اول قم در حیث زهد و تقوا... مرحوم آشیخ ابوالقاسم قمی، مرحوم آشیخ مهدی و عده دیگری و شخص نافذ آنجا و متقی، مرحوم آمیرزا محمد برقعی و مرحوم آمیرزا محمد ارباب، همه اینها را من منزلهایشان رفتم... در زندگی مشابه بودند ... مرحوم آمیرزا محمد ارباب که من رفتم مکرر منزلشان یک منزلی داشت دو سه تا اتاق داشت خیلی ساده، بسیار ساده. مرحوم آشیخ مهدی همین طور... وقتی انسان در آن محیط واقع می شد که اینها را می دید، همین دیدن اینها برای انسان یک درسی بود.» (3)

همان گونه که از بیانات حضرت امام استفاده می شود آشنایی با منزل مشاهیر خود می تواند برای علاقه مندان به مکارم آموزنده باشد و از این جهت در این نوشته کوشش شده است در یک بررسی اجمالی خوانندگان با محل سکونت حضرت امام خمینی، از خمین تا جماران آشنا شوند .

باروی امن

در دوران حکومت قاجارها ایران در آتش ناامنی و ستم می سوخت. اشرار از این فرصت بدست آمده سوء استفاده می کردند و شهرهای این مرز و بوم را مورد تاخت و تاز وحشیانه خویش قرار می دادند. شهر کوچک خمین که در دامنه ارتفاعاتی به نام «بوجه» آرمیده است، به کام آشوب فرو رفته و کمر مردمانشان از ستم شاهزادگان و خوانین خم شده است. در این شرایط آشفته هر گونه روزنه امیدی به روی مردم بسته است.

در آن زمان تنها یک در بر روی مسلمانان این دیار باز بود و ملجأیی برای محرومان محسوب می گشت و دلها در یک خانه آرامش می یافت و آنجا مکانی جز منزل حاج سید مصطفی موسوی پدر حضرت امام نبود. این منزل را محسن نامی که از متنفذین خمین بود و با تجاوزات افراد شرور نیز مخالفت داشت در تاریخ 15 ربیع الثانی 1255 ق به فردی که تازه وارد شهر شده ولی محبوب مردم بود و خوی شرارت نداشت واگذار کرد. این شخص کسی جز جد بزرگوار حضرت امام نبود. عمارت مذکور در پس دروازه محله سادات شرق خمین واقع است که شامل اندرونی و بیرونی می شود، اتاقها و منضمات این مکان تغییر آنچنانی نکرده اند و در توسعه و تعریض خیابان بروج و باروی جهت شرقی بنا را از بین برده است. این بیت از طریق کوچه ای مارپیچ و باریک به بازار و مسجد جامع متصل می شود. پدر امام در خانه مزبور را بر روی بی پناهان و پابرهنگان باز گذاشته و برای دفع اشرار و دفاع از محرومان سلاح بر دوش گرفته و این مکان را به محل مبارزه با متجاوزان و جایگاه امن مظلومان تبدیل کرده بود. (4)

امام خمینی در بیستم جمادی الثانی سال 1320 ق همزمان با سالروز میلاد خجسته کوثر ولایت حضرت فاطمه زهرا (س) در این خانه دیده به جهان گشود و دوران کودکی و نوجوانی را در منزل مزبور سپری ساخت.

صحن این خانه خاموش و ساکت در زیر بارش باران و تابش آفتاب با دیوارهای کهن درد دل می کند، زیرا خاطرات خوش و ناگواری را در خود جای داده است. آجرهای کف حیاط هنوز باقی هستند ولی عبور از تاریخی نسبتا طولانی و قدمتی یکصد و هفتاد ساله از آنها رنگ و رویی باقی نگذاشته و سخت فرسایش یافته اند. خانه های خشت و گلی اطراف به مرور ایام جای خود را به بناهای نوساز داده اند. تنها زادگاه امام است که با مختصر تعمیراتی به همان سبک سنتی قدیمی و معماری جالب که از هویت بومی و دینی حکایت دارد نظر هر فردی را به سوی خود جلب می کند. دیوارهایش زمزمه می کنند: آن مرد نستوه و سازش ناپذیر، ستیز با ظلم را در اینجا تجربه کرد و محروم نوازی و خوشخویی با مردمان را در این خانه از پدر به ارث برد و نخستین آثار آمیختگی تدین با سیاست را در منزل مورد اشاره، مشاهده کرد. اگرچه این خانه تنها هیجده بهار میزبان امام بود اما خاطراتی زیاد را در دل خود جای داده است. منزل امام در سازمان میراث فرهنگی به عنوان یکی از آثار ملی به ثبت رسیده و به یک مرکز ایرانگردی و زیارتی تبدیل شده است. (5)

آقای «آلمارو ماچوردوم» ، مسلمان اهل اسپانیا که شدیدا تحت تأثیر زادگاه رهبر کبیر انقلاب اسلامی قرار گرفته در جملاتی ساده اما از دل برخاسته، شرح سفر خود را به خمین نوشته است. او در آغاز می گوید: وقتی روح الله موسوی به مرحله ای از پختگی فکری، درجات اول روحانیت و آگاهی کامل از ارزشهای اخلاقی، اجتماعی و سیاسی می رسد خود را به خمین منسوب می دارد و این نمادی است از باورهای دینی مردمی ساده، پویا، پراخلاص و مؤمن. وی در ادامه به شرح خانه ای که امام در آن متولد گردید پرداخته و افزوده است: من وقتی وارد اتاقی شدم که امام خمینی در آن متولد شده بودند لرزش شدیدی مرا فرا گرفت. یک دنیا خاطره به ذهنم سرازیر شد، خاطراتی که از ملاقاتم با رهبر روحانی ایران و فرزندش ناشی می شد و من اینک غرق در آن حادثه فراموش نشدنی بودم. به یاد آوردم وقتی در مقابلش قرار گرفتم نوری در ضمیرم درخشیدن گرفت، پیامهایی از عمق زوایای روحی برایم داشت که محتوای آموزشی خاصی داشتند. (6)

حجره سلطان آباد

امام خمینی پس از شکوفایی در این بوستان معطر در سال 1299ش (1339 ق) جهت ادامه تحصیل رهسپار سلطان آباد (اراک) گردید تا در حوزه علمیه این شهر دنباله تحصیلات را پی گیرد . حجره حضرت امام در مدرسه علمیه اراک که حدود یک سال در آن اقامت داشتند در ضلع شرقی ساختمان قرار دارد که قرار است به یادبود آن بزرگوار توسط سازمان میراث فرهنگی کاشی کاری شود. (7)

در آشیانه فقاهت

در سال 1340 ه.ق که مرحوم آیت الله حائری حوزه علمیه اراک را به شهر مقدس قم انتقال داد، امام خمینی که تازه کتاب «مطول» را شروع کرده بود در سن 30 سالگی به قم رفت و در مدرسه دارالشفای این شهر مسکن گزید و در حوزه جدید التأسیس قم تحصیلات را با جدیت بیشتری دنبال نمود. با ورود آیت الله حائری به این دیار اهل بیت ( علیهم السلام)، مدرسه دارالشفا بازسازی گردید و مدرسه فیضیه احیا شد. امام خمینی حدود هفت سال یعنی تا سن 27 سالگی در حجره ای از مدرسه فیضیه اقامت داشت. (8) حجره شماره 23 محل خلوت انس و سیر و سلوک عهد شباب بود و به همین دلیل در دوران تبعید امام مکان شریفی برای طلبه ها به شمار می آمد. پس از ارتحال جانگداز او این حجره به شکل سابق مرمت گردید و به عنوان یکی از مواریث امام نگهداری می شود.

البته پس از ازدواج، امام مدرسه فیضیه را به پایگاه علم و مبارزه تبدیل نمود و در سال 1315 ه.ش پس از رحلت آیت الله حائری محل تشکیل درس اخلاق امام خمینی بود که مأموران رضاخان آن را تعطیل کردند و پیرو این ممانعتها درس مزبور به صورت جلسات خصوصی در خانه تشکیل می گردید و بعد به مسجد سلماسی انتقال یافت. (9)

امام خمینی در سن 28 سالگی با دختر محترم آیت الله ثقفی (خانم خدیجه معروف به قدس ایران) ازدواج نمود و پس از تشکیل خانواده مدتی در تهران در خیابان «آب سردار» اقامت داشتند و سپس به قم عزیمت نمودند و وارد خانه ای شدند که همسر امام قبل از ازدواج در عالم رؤیا آن را دیده بود. (10) این اولین خانه ای بود که آیت الله حاج سید احمد زنجانی به امام معرفی کرد و آن بزرگوار به همراه خانواده شش ماه در آن سکونت داشت گویا صاحب خانه می خواست منزلش تخلیه گردد یا آنکه به دلیل کرایه سنگین، امام ناچار به تخلیه آن گردید.

دومین خانه که ایشان در قم اجاره نمود در محله ای نزدیک عشق علی بود که به آنجا الوندیه می گفتند و گویا حالا خراب شده است. در 21 رجب سال 1309 ش در این خانه مرحوم شهید آیت الله سید مصطفی خمینی متولد گردید. (11)

حضرت امام خمینی پس از چند بار جابجایی و زندگی در مکانهای اجاره ای، خانه ای در محله یخچال قاضی قم تهیه کردند. این خانه که سیصد متر مساحت دارد با سبک قدیمی و از خشت ساخته شده و در دو سوی حیاطش بنایی (ضلع شمالی و غربی) دو طبقه دارد. ساختمان اول که در ورودی آن قرار دارد به عنوان بیرونی و ساختمان بعد از حیاط به عنوان اندرونی مورد استفاده قرار می گرفت. اتاقهای طرفین ساختمان بیرونی به همدیگر راه دارند و در و پنجره های آن هنوز یاد ایام گذشته را در اذهان تداعی می کنند و معماری بومی و سنتی خود را در شیشه های کوچک مربع و مستطیلی شکل حفظ کرده اند. این خانه در سالهای تبعید امام، به عنوان بیت حضرت امام محل مراجعات علاقه مندان بود و نخست آیت الله محمد صادق تهرانی امر وجوهات و رسیدگی به امور طلاب را در آن به نمایندگی از طرف امام انجام می داد که پس از تبعید وی، این خانه در اختیار آیت الله پسندیده برادر ارشد حضرت امام خمینی قرار گرفت . آن مرحوم نیز فعالیتهای مورد اشاره را در آن انجام می داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نیز این امر ادامه داشت و با ارتحال آن روح قدسی این خانه تبدیل به دفتر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای گردید. بیمارستان فاطمیه که در مجاورت این بیت قرار داشت تخریب شده و خیابان معلم از کنارش گذشته است.

وضع ساده منزل حضرت امام در قم در طول زندگی، از قناعت ایشان حکایت دارد و معروف است که آجرهای پله حیاط سائیده شده بود، بنا می گوید تعدادی آجر تهیه شود تا آن آجرهای سائیده شده را عوض کنیم، امام می فرمایند: همان آجرهای کهنه را پشت و رو کنید و کار بگذارید ! (12)

محبوب محبوس

در نیمه شب دوازدهم محرم سال 1383 ق مطابق با پانزدهم خرداد 1342 در پی سخنرانی افشاگرانه امام علیه رژیم وابسته پهلوی و استعمار عوامل ساواک به همراه کماندوهای رژیم به سوی خانه امام حرکت کردند و از سر کوچه تا درب منزلشان که بیش از صد متر نبود تحت کنترل قرار داده و درب هر خانه سربازی گماردند و در اطراف منزل و باغ اناری که در پشت این منزل قرار داشت سنگر گرفتند و جمعی دزدانه وارد منزل شدند و امام را سوار ماشین فولکس واگن که دم درب خانه ایستاده بود نمودند و مستقیما به تهران در باشگاه افسران بردند . غروب آن روز ایشان را با اتومبیل جیپی که پنجره هایش با پارچه سیاه رنگی پوشیده شده بود از باشگاه افسران خارج ساخته و به پادگان قصر بردند و نوزده روز تمام یعنی تا چهارم تیر ماه را در زندان مذکور گذرانیدند. سپس ایشان را از آنجا به پادگان عشرت آباد منتقل ساختند. (13) سلولی که امام در آنجا زندانی بود، محلی کوچک به اندازه شش متر مربع به ابعاد دو متر در سه متر بود. رژیم شاه تحت فشارهای فراوان داخلی و اعتراضات شدید حوزه های علمیه عراق و ایران و مهاجرت علما به تهران نتوانست رهبر قیام را در این سلول نگه دارد و پس از دو ماه در دوازدهم مرداد 1342 ش ایشان را به «داوودیه» که به تصور رژیم شاه جایی دور افتاده بود، منتقل کرد.

مردم مسلمان تهران به محض شنیدن خبر انتقال امام به این مکان، راهی داوودیه شدند و در ملاقات با ایشان از فجایع 15 خرداد و سفاکیهای ستمگران سخن گفتند و امام از این بابت سخت متأثر گردیدند. نیمه های شب نیروهای امنیتی خطاب به رهبر نهضت گفتند: باید مکان دیگری برای اقامت بیابید. بلافاصله آقای روغنی که از تاجران صاحب اعتبار تهران بود از حضرت امام درخواست نمود تا به منزل ایشان در قیطریه بیایند و امام پیشنهاد وی را پذیرفتند و به خانه وی رفته و چند روز بعد به منزل دیگری نقل مکان کردند و هشت ماه در آنجا اقامت داشتند. این خانه رو به روی کوچه تهرانچی قرار داشت و مرحوم روغنی هم در آن زندگی می کرد . در این مکان تنها افراد خاصی اجازه داشتند با امام ملاقات کنند و مأموران امنیتی رژیم سخت مراقب ارتباطهای امام بودند. خانه نخست در سالهای اخیر ویران شده و به جایش یک مجتمع مسکونی ساخته اند ولی بنای دوم باقی است.

رژیم برای فرونشاندن نارضایتیهای عمومی و به دنبال آخرین تلگراف که از حوزه علمیه قم خطاب به حسنعلی منصور نخست وزیر وقت مخابره و انتشار یافت در شب سه شنبه هیجدهم فروردین 1343 ش امام خمینی را آزاد نمود. پس از ده ماه ایشان وارد خانه خویش در شهر مقدس قم گردید و موجبات شادمانی علاقه مندان را فراهم ساخت. (14)

اما در شب سیزدهم آبان 1343 و یک هفته پس از اعتراض امام خمینی به تصویب لایحه کاپیتولاسیون، خانه ایشان را محاصره نموده و با وحشی گری خاصی معظم له را شبانه دستگیر کرده به تهران انتقال دادند و روز بعد که مطابق 29 جمادی الثانی سال 1384 ق بود ایشان را به ترکیه تبعید نمودند و به هتلی در بلوار پالاس طبقه چهارم اتاق شماره 514 که از قبل مهیا شده بود بردند. این هتل در مرکز شهر آنکارا قرار داشت و چون خبرنگاران به آنجا آمدند بعد از ظهر پنج شنبه 14 آبان 1343 ش امام خمینی را به ساختمان دیگری در خیابان آتاتورک به نام ساختمان «فتوتم» انتقال دادند. پس از تغییرات پیاپی محل اقامت امام، در 21 آبان، مطابق 7 رجب سال 1384 ق ایشان را به شهر بورسا واقع در 460 کیلومتری غرب آنکارا حوالی دریای مرمره منتقل کرده و در یکی از ساختمانهای جنوبی آن اسکان دادند و در سیزدهم دی همین سال، رژیم فرزند ارشد امام را نیز به ترکیه تبعید کرد و شهید حاج آقا مصطفی خمینی به نزد پدر بزرگوار خویش شتافت. مدت اقامت امام در ترکیه یازده ماه به طول انجامید . (15) در این مدت با وجود آنکه امام در شرایطی سخت به سر می برد کتاب تحریر الوسیله را به رشته تحریر در آورد. (16)

کلبه کوچک

شاه با تصور اینکه اهل جمود و خمود در عراق می توانند در شخصیت حضرت امام تأثیر منفی بگذارند، در تاریخ 13 مهر 1344 قائد بزرگ را همراه فرزند برومندشان از تبعیدگاه ترکیه به عراق منتقل ساخت. (17)

امام در بدو ورود به عراق، همراه فرزند ارشدش عازم شهر کاظمین شد. و در مسافرخانه جمالی این دیار مقدس اقامت گزید. صاحب مسافرخانه چون رهبر نهضت ایران را شناخت در مقام تکریم برآمد و با اصرار زیاد، ایشان را به منزل شخصی خویش برد. در پانزدهم مهر ماه امام و شهید سید مصطفی خمینی در حالی که انبوهی از روحانیان نجف و کاظمین آن دو را همراهی می نمودند به سوی سامرا حرکت کردند و در میان استقبال صمیمی علما و مردم این دیار ابرار، به مدرسه مرحوم شیرازی وارد شدند و عصر روز بعد به کربلا عزیمت نمودند و با شور و اشتیاق خاصی بارگاه مقدس امام حسین (ع) و سایر شهیدان کربلا را زیارت کردند.

حضرت امام پس از سکونت در نجف به مناسبتهای ویژه به این شهر می آمد و در مدت کوتاه اقامت خویش در خانه ای که به یک نفر کویتی تعلق داشت، اقامت می کرد. این خانه در انتهای بازار رو به روی حرم حضرت سید الشهدا (ع) قرار داشت و فاصله اش تا حرم طولانی نبود. (18)

حاج شیخ نصر الله خلخالی که از دوستان آقا بود برای امام در نجف منزلی محقر تهیه نمود که برخی طلبه ها و مردم به سفارش وی، لوازمی چون فرش کهنه، گلیم مندرس، سه چهار دست رختخواب، وسایل چای برای پذیرایی از جمعیت، تدارک دیدند. امام از کربلا که آمد وارد این منزل کوچک شد که چون آشپزخانه اش خیلی کوچک بود دیگ غذا را در حیاط می گذاشتند. دو اتاق به مساحت هر کدام دوازده متر مربع در پایین و دو اتاق در بالا داشت که یکی قابل استفاده نبود؛ یکی از اتاقها برای امام مفروش گشت و خانه مجاور را جهت بیرونی اجاره کردند. (19) این خانه محقر و فرسوده در یکی از کوچه های خیابان الرسول نجف قرار داشت و امام همچون صدها طلبه معمولی در آن اجاره نشین بود. (20) اما این خانه کوچک کانون قیام بود و نقطه امید امت مسلمان بشمار می رفت و به همین دلیل دستگاه استکبار فشارهای زیادی را متوجه آن ساخت. در آغاز، رژیم عراق چون با ایران روابط خوبی نداشت اجازه داد رهبر کبیر انقلاب اسلامی تلاشهای سیاسی خود را ادامه دهد. (21) حضرت آیت الله فاضل لنکرانی نقل می کند: وقتی وارد بیرونی منزل امام شدم دیدم خانه بسیار محقر و کوچکی است که شاید حیاطش مجموعا 13 یا 14 متر مساحت بیشتر نداشت، اتاقهایی در قسمت پایین داشت. اتاق بالا سالها بود که رنگ آمیزی نشده و یک حالت تقریبا ناراحت کننده ای در آن دیده می شد امام راضی نمی شدند تعمیر شود و می گفتند: به همین سبک باشد و اگر به آن صورتی بدهیم با زندگی طلبگی ما مناسبت و موافقتی ندارد. (22)

در بیرونی این منزل فرش قالی نبود و آن را با زیلوهایی که از ایران آورده بودند، فرش کردند، چون گاهی نماز جماعت برگزار می شد و جا تنگ بود و فرش نبود برخی از یاران امام به ایشان گفتند این گلیمها مناسب نمی باشند، امام فرمود، مگر منزل صدر اعظم است و سرانجام اجازه نداد و حتی راضی نبود در آن پتو بیاندازند و آن را یک امتیازی تصور می کرد. (23)

در نجف رسم بود برای خنکی داخل خانه از کولرهای دستی استفاده می کردند تا از هوای زیرزمین استفاده شود و چون نجار آوردند تا مقدمات کار را فراهم سازد و جعبه ای برای پنکه درست کند امام با لحنی که شدت داشت خطاب به اطرافیان فرمود: شما همه دست به یکی کنید که مرا جهنمی نمایید! ! همه ترسیده بودند. سرانجام با اصرار زیاد، امام قبول کرد که آن دو قطعه فیبر نصب گردد و پنکه در آن جای گیرد. (24)

ساختمان بیرونی این منزل خیلی فرسوده بود و آیت الله اشراقی پیشنهاد کرده بود که رنگ آمیزی شود ولی امام فرموده بود: از پول بیت المال نمی توانم بدهم. آقای اشراقی قبول کرده بود از پول خود بدهد و وقتی امام به کربلا مشرف می شود، فرصت را غنیمت شمرده اتاق بیرونی را درست کردند و در اطراف آن تشک گذاشتند هنگامی که امام بازگشت و اتاق را دید ناراحت شده و به آقای رضوانی فرمود: من گفته بودم رنگ کنید ولی نه این طور. با آنکه کار زیادی نشده بود و فرش اتاق همان زیلو بود و در اطراف آن تشک انداخته و پارچه های ارزان هم برای روی آنها خریده بودند. (25)

خانه ای که امام در نجف اجاره کرده بود پله های خیلی بلند و تنگی داشت که رفتن به طبقات دوم و سوم و پشت بام از طریق آنها مشکل بود. پشت بام دری داشت که روزها آن را باز می کردند و شبها باید بسته می شد. امام بعد از صرف شام و مسواک کردن هر شب این پله ها را طی می کرد و شخصا این در را می بست. روزی یکی از افراد خانواده گفت: این کار شما نیست. امام فرمود : نه برای من زحمتی ندارد و سخت نیست. (26)

دکتر صاحب حکیم می گوید: منزل امام در وسط کوچه ای تنگ و آسفالته قرار داشت که در میان آن جوی آب کوچکی روان بود و دو قسمت بیرونی و اندرونی داشت. من معاینه امام را به عنوان دندانپزشک در اندرونی انجام می دادم که از حیاطی بدون سایبان تشکیل شده و دیوارهایش با آجر زرد مربع شکل ساخته شده و در لابلای آنها برای استحکام بیشتر گچ بکار رفته بود، همه پنجره ها مشرف به حیاط بودند. (27)

خبرنگار روزنامه لوموند چنین گزارش می دهد: اکنون ما در حضور آیت الله خمینی در اتاقی به مساحت دو متر در دو متر و در خانه ای هستیم که در دورترین قسمت نجف واقع است؛ شهری که از لحاظ آب و هوا یکی از مناطق کویری عراق است... در پیچ یکی از کوچه های تنگ نجف که خانه ها برای آنکه سپری در مقابل تابش سوزان آفتاب باشد، سخت به هم فرو رفته اند، مسکن محقر آیت الله خمینی قرار دارد. این خانه نظیر مسکن فقیرترین افراد نجف است، در سه اتاق آن حداکثر دوازده تن از نزدیکان وی حضور داشتند. در این منزل کوچک از قدرت رؤسای شورش و یا مخالفانی که در تبعید به سر می برند نشان و علامتی دیده نمی شود و بدین جهت آیت الله خمینی قدرت آن را دارد که ایران را به حرکت درآورد و قیام برانگیزد. (28)

خانم حائری، همسر مرحوم آیت الله سید مصطفی خمینی نیز می گوید: زندگی ما در نجف خیلی ساده بود و با کمترین وسایل روزگار می گذرانیدیم. در آن هوای گرم نجف هشت سال یخچال و کولر نداشتیم و از فرش بی بهره بودیم ولی سید مصطفی می گفت باید این طور زندگی کرد . (29)

* هجرت تاریخ ساز

بعد از آشتی ایران و عراق بلافاصله برای فعالیتهای سیاسی امام و یارانش محدودیت ایجاد شد و مأمورین، بیت حضرت امام را محاصره کردند و نگذاشتند کسی وارد شود. این وضع پانزده روز ادامه داشت، وقتی رهبر کبیر انقلاب این مراقبت و محاصره شدید را ملاحظه فرمود تصمیم به هجرت گرفت و فرمود: از عراق به کویت خواهم رفت. و سرانجام در یازدهم مهر سال 1357 هجرت تاریخ ساز امام صورت گرفت و به مرز کشور کویت رفت ولی با ممانعت دولت کویت تصمیم گرفته شد به فرانسه عزیمت نماید. (30)

حضرت امام خمینی پس از ورود به پاریس در منزل یکی از دانشجویان در محله کشان یکی از محلات مرکز حکومت فرانسه اقامت گزید. البته منزل اجاره ای بود و شرط امام برای سکونت نیز پرداخت اجاره آن بود. از آنجا که خانه در طبقه چهارم یک ساختمان واقع شده بود، رفت و آمد زیاد به منزل امام باعث ناراحتی همسایه ها می شد. لذا خانه ای در نوفل لوشاتو که از روستاهای حومه پاریس بود و در پنجاه کیلومتری آن قرار داشت انتخاب شد و به آنجا تشریف برد. نظر امام این بود که محل اقامتشان ساختمانی باشد که در اطرافش همسایه ای وجود نداشته باشد تا برای مجاورین زحمتی فراهم نشود. برادرانی که در پاریس بودند موفق نشدند منزلی با این ویژگی در پاریس بیابند، از این رو منزل یکی از برادران ایرانی مقیم نوفل لوشاتو را که خالی از سکنه بود پیشنهاد کردند. این خانه کوچک دارای دو اتاق تودرتوی به مساحت هفت و نه متر مربع بود که در انتهای اتاق عقبی پستوی کوچکی قرار داشت. در کنار اتاق اول آشپزخانه شش متری و یک دستشویی قابل مشاهده بود. حمام در زیرزمین بود که دستگاه تکثیر نوارهای امام را در زیر زمین قرار دادند. امام در اتاق عقبی، حاج احمد آقا در پستو و برادران همراه در اتاق جلویی استقرار یافتند. زمانی که هوا مساعد بود در محوطه نسبتا وسیع مقابل خانه فرشی می گسترانیدند که امام به آنجا تشریف می برد. ایشان برای وضو ساختن و یا به هر دلیل دیگری که قصد خروج از اتاق را داشت باید از اتاق برادران می گذشت. (31) سرانجام حضرت امام پس از 14 سال در دوازدهم بهمن 1357 در میان استقبال گرم و پرشور امت مسلمان ایران به این سرزمین بازگشت و پس از زیارت شهدا در بهشت زهرا و ایراد آن سخنرانی تاریخی به مدرسه رفاه واقع در تهران وارد شد. این مدرسه با حیاط محقرش و کوچه ای که در آن باز می شد گنجایش جمعیت مشتاق دیدار کننده را نداشت. لذا ستاد استقبال از امام که به تشکیلات اداره انقلاب تبدیل شده بود به این مدرسه انتقال یافت و مقر امام و ستاد اداره منزلشان به مدرسه علوی که نزدیک مدرسه رفاه در نزدیکی میدان بهارستان یعنی در شرق آن قرار داشت منتقل شد. مشتاقان امام از روز سیزدهم بهمن به بعد از در شرقی مدرسه علوی که به کوچه بن بستی در خیابان ایران باز می شد وارد حیاط شده و حضرت امام در کنار پنجره ساختمان به ابراز احساسات آنان پاسخ می گفت. سپس جمعیت از در غربی که در مدرسه رفاه قرار داشت خارج می شد. اتاق زندگی و محل ملاقاتهای رهبر کبیر انقلاب جای محقری بود با ابعاد دو و نیم متر در سه و نیم متر که با فرشهای ارزان مفروش گشته بود و جز پتو و پشتی امکانات دیگری در آن مشاهده نمی گردید.

مراجعت به قم

در تاریخ دهم اسفند ماه سال 1357 حضرت امام خمینی مدرسه علوی را ترک نموده و عازم قم شد.

خانه امام در محله یخچال قاضی که قبل از دوران تبعید در آن می زیست در محلی قدیمی قرار داشت و کوچه های باریک آن ظرفیت هزاران دیدار کننده را نداشت. در جنوب شرقی پل حجتیه کوچه ای 6 متری قرار داشت که فاصله آن را با مسیر رودخانه فصلی محوطه ای وسیع که زمین خالی بود تشکیل می داد. آیت الله اشراقی داماد حضرت امام در این خانه می زیست ایشان به حضرت امام پیشنهاد نمود که این کوچه را برای اقامت انتخاب کند زیرا با وجود محوطه ای وسیع این ازدحام برای مجاورین زحمتی فراهم نمی کند. منزل آیت الله یزدی که در مجاورت آن قرار داشت به عنوان محل سکونت امام در اختیار ایشان قرار گرفت و منزل آیت الله اشراقی، محل استقرار دفتر امام گردید. خانه مساحتی در حدود 300 متر داشت و یک سوم آن حیاط خانه بود. ساختمان دارای یک سرداب و یک طبقه بود و با نصب بلندگو روی پشت بام، حضرت امام برای دیدار با مردم روی بام می رفتند؛ به نحوی که برای همه مردم قابل رؤیت بود و ایشان هم می توانستند همه مردم را مشاهده کرده و به ابراز احساسات آنان پاسخ گویند. این خانه مرکز رهبری انقلاب و تصمیم گیریهای سرنوشت ساز بود. (32) در این خانه بعضی روزها امام متجاوز از شش ساعت با مردم دیدار می کرد و هیچ گاه از ملاقات با آنان خسته نمی شد. برخی شبها تا ساعت ده نیز مردم خانه امام را ترک نمی کردند و از پشت خانه فریاد می زدند: ما منتظر رهبر هستیم و امام با فریاد آنان از خانه بیرون می آمد . بسیاری از روزها در اتاقی محقر متجاوز از صد و پنجاه نفر در هوای گرم و با روشنایی نورافکنهای تلویزیون و در حالی که بوی عرق و تنفس مردم آنجا را مثل یک بخاری گرم کرده بود می نشست. نقل کرده اند ازدحام گروههای ملاقات کنندگان به حدی بود که استاد مطهری یک هفته قبل از شهادتشان جهت ملاقات با امام آمد و از ساعت هشت صبح تا هشت شب در کنار اتاق امام نشست ولی موفق به دیدار با آن بزرگوار نشد و در ملاقاتهای بعد توانستند امام را زیارت کنند. یک روز امام زودتر از برنامه هر روز به بیرون خانه رفت در حالی که مردم پشت نرده های خانه در فشار ایستاده بودند و در هنگام آمدن رهبرشان کوشیدند که دربها زودتر باز شود. امام که این وضع را مشاهده کرد به اطرافیان تأکید نمود که تا فردا باید اینها جمع آوری شود. در هوای سرد و گرم امام به پشت بام می آمد و به احساسات مردم پاسخ می داد و دست مبارکشان همچون پرچمی استوار که بر دوش قهرمانی باشد بالا می ماند. وقتی برف می بارید می خواستند بالای سر امام چتر بگیرند ایشان عصبانی شده و می فرمود: مگر مردم چه می کنند. (33) سرانجام در روز سوم بهمن ماه سال 1358 امام خمینی به دلیل کسالت قلبی به بیمارستان قلب تهران انتقال یافت.

اقامت در جماران

به دلیل آنکه امکانات کافی برای معالجه امام در قم نبود و ایشان به مراقبت بیشتری نیاز داشت از این جهت بنا به دستور پزشکان این جابه جایی صورت گرفت و رهبر کبیر انقلاب حدود دو ماه در بیمارستان قلب شهید رجایی واقع در پارک ملت در خیابان ولی عصر بستری گردید . پس از حصول بهبودی نسبی، پزشکان توصیه کردند محل مناسبی برای اقامت امام در تهران انتخاب شود که آلودگی هوایی کمتری داشته باشد و در دسترس پزشکان و تجهیزات بیمارستانی باشد و صلاح ندیدند دوباره امام به قم برگردد. البته یک روز خود امام در بیمارستان قلب فرمود که باید از این محیط بیرون بروم، اینجا بیشتر مرا بیمار می کند و من باکی ندارم و اگر وسایل را فراهم نکنید خودم می روم. شورای پزشکی با بیرون رفتن امام در صورتی موافق بودند که فاصله بین محل سکونت ایشان و بیمارستان قلب زیاد نباشد. جنوب تهران مشکل آلودگی هوا و بعد مسافت داشت و در اطراف بیمارستان تفحص گردید اما خانه مناسبی پیدا نشد. شرایط قلب امام به گونه ای بود که باید حتما در مکانی که هوای مناسب دارد ساکن شود؛ در نتیجه در خیابان دربند برای امام جایی را در نظر گرفتند که چون با بیمارستان فاصله داشت تجهیزات مراقبتهای پزشکی را در همان منزل مستقر کردند. ساختمان مزبور سه طبقه داشت. روزهای نخست در طبقه هم کف پاسداران می نشستند. طبقه دوم برای خانواده و سومین طبقه به دیدارها و ملاقاتها اختصاص یافت. امام از ابتدا که به اینجا آمد ناراحت بود، زیرا ساختمان بلند به نظر می رسید و نمای بیرونی آن سنگ بود. البته از نظر فضای درونی این منزل به درد یک فرد متوسط تهرانی می خورد و تجملات و تشریفاتی نداشت. با این وجود امام تأکید داشت که حتما منزل مناسب با وضع خودشان پیدا شود که یافتن چنین خانه ای مقدور نبود. بعد از چهار ماه امام تأکید فرمود که اگر برایم منزل مناسبی نیابید به قم می روم. این اتمام حجت در حالی بود که پزشکان بر اقامت ایشان در تهران اصرار می ورزیدند و یافتن خانه ای ساده با خشت و گل هم در شمال تهران و نزدیک بیمارستان کار آسانی نبود. (34) تا آنکه در جماران ابتدا در منزل یک بنا که حدود صد متر مساحت داشت ساکن گردید و محل کارشان همانجا بود. (35)

حجت الاسلام و المسلمین امام جمارانی در همین زمینه نقل می کند: یک روز حاج احمد آقا آمدند منزل ما که برویم جای مناسبی برای سکونت امام بیابیم ولی گویا موفق نشدیم. ظهر در منزل ناهار می خوردیم که خطاب به مرحوم احمد آقا گفتم: اگر منزل ما به دردتان بخورد، خانه کوچک اخوی و خواهرم را با حسینیه یکی کرده تا بتواند خواسته های ایشان را برآورده سازد. احمد آقا برآوردی نمود و گفت مناسب است ولی باید مادرم آن را بپسندد. خانم همان روز تشریف آوردند و آنجا را دیدند و با اینکه مطلوبشان نبود، ولی به خاطر امام پذیرفتند . حسینیه در جداگانه ای داشت که آن را تنها به خاطر رهبر کبیر انقلاب گشودند. سه چهار روز بنایی صورت گرفت زیرا ساختمان تکمیل نبود. قرار شد کارها زودتر پیش برود ولی این تعمیرات جزئی چهار روز طول کشید و امام چون متوجه شدند اصلاحات مزبور لازم است راضی شده و چهار روز مهلت دادند. و پس از آن به مکان مزبور انتقال یافته و فرمودند: منزل مناسب ما اینجاست. با وجود اینکه کسی از ساعت ورود امام به منزل مزبور اطلاع نداشت ولی در کوچه باریک منتهی به حسینیه تا چشم کار می کرد جمعیت با هیجان شگفتی فریاد می زدند : صلی علی محمد، رهبر ما خوش آمد. و امام در میان این فریادها و هیجان مردم و چراغانیهای اهالی محل با یک اتومبیل بلیزر وارد جماران گردیده و چون داخل خانه شد و به اطراف و اتاقی که در آن می نشست نگاهی کرد، فرمود: «حالا راحت شدم، چون در این چهار ماه مدام در عذاب بودم.» هر کسی هم به ایشان مراجعه می نمود، می فرمود: جای بسیار خوبی است. و در همان شب اول برای نخستین ملاقات با مردم به حسینیه جماران آمد. (36)

یک روز امام ملاحظه فرمود که در طبقه بالای حسینیه بناها و کارگران مشغول گچ کاری هستند . با عصبانیت فرمود: بگذارید من بمیرم و بعد شما این کارها را انجام دهید.

با اینکه اجاره منزل پرداخت می شد قبل از ماه مبارک رمضان امام دستور داد اعضای این خانه ها بیایند و با من صحبت کنند من خاطرم جمع نیست که آیا در این منزل که می مانم صاحبانش راضی هستند یا خیر. امام جمارانی، برادرش و اعضای خانواده آمدند، امام اول از مردها پرسیدند: آیا شما راضی هستید یا خیر؟ آنان در مقابل رهبر خیلی تعارف کردند که شما به ما، فامیل و محلمان افتخار دادید و تا قیامت از این موهبت الهی قدردانی می کنیم، امام فرمود: این تعارفات را کنار بگذارید و به طور جدی بگویید: آیا رضایت دارید یا خیر؟ که آنان توضیح دادند و اظهار رضایت کرد. آنگاه به زنها فرمود بیایند. خانمها وارد شدند . از آنان سؤال شد که امکان دارد شما به چیزی در زندگی علاقه مند باشید و نخواهید جای دیگر بروید، بانوان نیز اظهار رضایت کردند، آنگاه امام فرمودند: حالا می مانم. (37)

این خانه که بعد از رحلت پدر آقای امام جمارانی در اختیار بازماندگان ایشان قرار گرفت بخش کوچکی داشت با مساحت حدود 120 متر مربع و هفتاد متر زیر بنا که در اجاره امام قرار گرفت. منزل ساده و کوچک مزبور را همه از نزدیک یا از طریق سیمای جمهوری اسلامی دیده اند و طی یک دهه جایگاه انسانی بود که بر اریکه دلهای مشتاق صدها میلیون مسلمان و انسانهای محروم جهان حکومت می راند و با تکیه بر ایمان و نفوذ معنویش ابرقدرتها را به لرزه درآورد . یکی از خبرنگاران خارجی که سخت از مشاهده این خانه و اقامتگاه امام شگفت زده شده بود و با وجود آنکه با چشم خود این واقعیت را می دید باز هم برایش قابل هضم و باور نبود و دنبال چیزی غیر عادی می گشت تا حس کنجکاوی خود را ارضا کند، روی حیاط کوچک منزل امام داربستی فلزی نصب شده بود تا به منظور جلوگیری از سرمای زمستان و آفتاب و گرمای تابستان روی آنها پارچه برزنت پهن شود؛ پرسید این لوله ها و نرده ها برای چیست و بعد افزود: آیا واقعا خانه امام همین است؟ ! با توضیح حجت الاسلام و المسلمین رحیمیان تعجب او زیادتر شد، زیرا ایشان اظهار داشت: تازه این خانه ملک امام نمی باشد و اجاره ای است. شگفتی او شدت یافت و تصور چنین واقعیتی او را چنان تحت تأثیر قرار داد که اشک در چشمانش حلقه زد و منقلب شد؛ انگار که افق جدیدی به رویش گشوده شده که دیدگانش از مشاهده آن ناتوان است. (38)

امام خمینی در نگهداری از خانه به رعایت موازین و احکام شرعی به ویژه در مورد حقوق صاحب منزل پایبندی و تأکید زیادی داشت و الگویی از یک مستأجر خوب و متشرع بود. با آنکه موجر سکونت امام را در خانه خویش بهترین و بزرگترین افتخار می دانست و از مقلدان و دلباختگان آن حضرت بود ولی ایشان همچون فردی عادی گویی که هیچ گونه ارتباطی بین مالک و مستأجر وجود ندارد به احکام شرعی مربوطه التزام داشت. روزی برای تأمین نور کافی و متناسب که برای فیلمبرداری از برخی ملاقاتها مورد نیاز بود سه نقطه از گچ سقف اتاق را که هر یک به ابعاد پنج سانتی متر در پنج سانتی متر بود، زیر تیر آهن تراشیده بودند تا نورافکنها را به آن نقاط جوش دهند. صبح وقتی عده ای از اعضای دفتر امام طبق معمول خدمت ایشان مشرف شدند امام پیش از هر سخنی با لحنی آمیخته به تغیر و سیمایی ناراحت و مضطرب فرمود: چرا این کار را کرده اند؟ به عرض رسید: برای تأمین نور جهت فیلمبرداری است. امام پس از لحظه ای تأمل و سکوت تلخ افزود: چرا بدون اجازه صاحب خانه این تصرفات را می کنند؟ با این برخورد شدید، آن برنامه منتفی گردید و جاهای تراشیده شده مرمت گشت. (39)

در منزل امام یک چراغ اضافه پیدا نمی شد که روشن باشد و برخی مواقع خود امام در حالی که مشغول ملاقات با شخصیتها و افراد بود وقتی متوجه می شد که چراغ دستشویی بی جهت روشن است شخصا بلند می شد؛ بدون آنکه به دیگری امر کند آن را خاموش کند. ایشان مدام به اطرافیان توصیه می کرد در استفاده از امکانات خانه نهایت دقت را نموده و در حفظ و حراست ملزومات منزل کوشا باشند. (40)

برای انتخاب منزل امام در جماران کسی مقدمه چینی برای مراعات برخی مسایل امنیتی را نکرده بود ولی خواست خدا بود که این خانه در مقابل کوه قرار گیرد و در زیر پوششی از درختان سربفلک کشیده استتار گردد و از لحاظ حملات هوایی دشمن محیط امنی محسوب گردد. به همین دلیل رادیو آمریکا در گزارش خود گفت جایی را برای سکونت ایشان در نظر گرفته اند که به هیچ وجه حمله هوایی به آن میسر نمی باشد! پس از مدتی از طرف ارتش آمدند تا جایی را برای فرود هلی کوپتر فراهم آورند که اگر حادثه ای روی داد بتوانند بدون درنگ امام را از جماران به جای دیگر انتقال دهند. وقتی امام متوجه صدای ماشینهایی شد که مشغول مسطح کردن زمین در حوالی محل اقامت ایشانند، بلافاصله پرسید: چه می کنند؟ پاسخ داده شد: برای فرود آمدن هلی کوپتر. فرمود: برای چه منظوری و چه کسی گفته است؟ در آن ایام نماینده ایشان در ارتش، حضرت آیت الله خامنه ای بود. وی را فراخوانده و خطاب به ایشان فرمود: راضی نیستم چنین کاری صورت گیرد و این را بدانید هر شرایطی در اینجا پیش آید به هیچ کجا نمی روم و از ادامه این برنامه رضایت ندارم. بلافاصله آن زمین را به همان حال گذاشتند. (41)

حضرت امام راضی نبود زندگی متفاوتی از قشر محروم جامعه داشته باشد. روزهای سخت جنگ تحمیلی بود و دشمن با حملات هوایی و موشکی نقاط گوناگون کشور را مورد هدف وحشیانه خود قرار داده بود. افراد متمکن با پناه بردن به محلهای امن، خود را از تیررس یورشهای خصم نجات داده بودند ولی مردمان عادی و محرومان با استقامت و پایداری وصف ناپذیری به سکونت خود در شهرها ادامه دادند. در این هنگام قرار شد برای امام پناهگاهی احداث شود. وقتی ایشان از موضوع مزبور باخبر شد، فرمود: به هیچ وجه آنجا نخواهم رفت! پناهگاه ساخته شد ولی تا آخرین لحظه امام را در خود ندید. اصرار مسؤولان کشور هم فایده ای نداشت، (42) یک مرتبه حاج آقا احمد به ایشان گفت: بیایید و حداقل اینجا را ببینید! امام فرمود: از همین بیرون پیداست. و چون باز هم به ایشان برای استفاده از پناهگاه در هنگام حملات هوایی اصرار شد، فرمود: نمی روم. مردم باید بدانند که اگر من به جایی بروم که بمب، پاسداران اطراف منزلم را بکشد و مرا نکشد من دیگر به درد رهبری این مردم نخواهم خورد، زمانی می توانم به مردم خدمت کنم که زندگی ام مثل آنان باشد. (43) من هرگز محل اقامت خود را ترک نخواهم کرد و می خواهم موشک به سرم اصابت کند و شهید شوم ! (44)

خانه و حسینیه جماران مدت ده سال میزبان حضرت امام خمینی بود. تیم پزشکی متشکل از متخصصان متعهد در مجاورت خانه امام استقرار داشتند. خانه روبه روی حسینیه به منظور ارایه خدمات درمانی و معالجات لازم در نظر گرفته شد و حضرت امام مشروط به اینکه مرکز طبی مزبور خدمات عمومی ارایه دهد با تأسیس آن موافقت کرد. امام دو بار در این بیمارستان بستری گردید که بار دوم عروج اندوهبار حضرتش رقم خورد اما پس از رحلت آن بزرگوار این مکان به مثابه یادگار او بر جای ماند و اتاق عمل وی اکنون به کانون زیارت عاشقانش تبدیل گشته است.

در روز و شب پانزدهم خرداد 1368 میلیونها نفر از مردم تهران و سوگوارانی که از شهرهای دیگر آمده بودند در مصلای بزرگ تهران اجتماع کردند تا برای آخرین بار با پیکر معطر و مطهر عبد صالحی که با قیامش به احیای ارزشها و میراندن رذایل پرداخت، وداع نمایند و در نخستین ساعات بامداد روز بعد، آن عاشقان کوی ولایت با چشمانی اشکبار به امامت حضرت آیت الله گلپایگانی بر پیکر رهبر محبوب خویش نماز گزاردند و با تشییع با شکوهی بدن آن روح قدسی را که میهمان عرشیان گشته بود در مکانی که اکنون به عنوان حرم مطهر امام خمینی به میعادگاه و زیارتگاه مسلمانان جهان و شیفتگان عالم تبدیل شده، به خاک سپردند.

این بود شرحی مختصر از محل سکونت رهبری که به عنوان احیاگر اسلام ناب محمدی و بازگرداندن عزت بر باد رفته و ارزشهای از یاد رفته در جهان مشهور است و آسمان دنیای تشیع را با طلوع خویش پرتو افشان نمود و بوستان معنویت را عطرآگین ساخت و چشمه ساز حکمت و اندیشه و معارف قرآن و عترت را به سوی مزارع تشنه حقیقت جاری نمود. باشد که علاقه مندان به ساخت مقدس آن وجود پر برکت ساده زیستی و قناعت آن مرد خدا را سرمشق زندگی خویش سازند و سیره و سنت امام راحل را چون جویباری جاویدان در روابط اجتماعی خویش جلوه گر نمایند .

 

پی نوشت ها:

 


1 روزنامه جمهوری اسلامی، 26 تیر ماه .1364

2 صحیفه نور، ج 17، ص .217

3 همان، ج 19، ص .157

4 مجله حضور، شماره اول خرداد، 1370، ص .36

5 آن موج آرام (ویژه نامه هشتمین سالگرد رحلت امام خمینی)، ناشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص .11

6 روزنامه اطلاعات (ضمیمه)، ویژه هشتمین سال فراق یار، 13 خرداد 1376، شماره .21066

7 آن موج آرام، ص .11

8 بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج اول، سید حمید روحانی، ص 36 .27

9 آن موج آرام، ص .17

10 فصلنامه ندا، شماره اول، ص .18

11 مصاحبه با مادر محترم شهید آیت الله سید مصطفی خمینی، مجله حضور، شماره 21، پاییز 1376، ص 7 .23

12 پا به پای آفتاب، ج دوم، ص .313

13 همگام با خورشید، خاطرات حجت الاسلام و المسلمین اسماعیل فردوسی پور، ص 102 103

تاریخ ارسال: 1391/11/18
تعداد بازدید: 2290

ارسال نظر

نام:
ایمیل:
سایت:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
این قسمت به حروف بزرگ و کوچک حساس نیست.

اوقات شرعی