ايشان در تاريخ 1307 شمسي در استان آذربايجان شرقي (تبريز) ديده به جهان گشود و خانواده اي را غرق در شادي و خوشحالي نمود.

معظّم له دوران طفوليت را با دو برادر خويش در خانواده جليله سيادت، زير نظر پدر و مادري متديّن و مهربان، با تربيت صحيح، سپري كردند.

پدر بزرگوارشان مرحوم حاج سيد قاسم حسيني فرزند مرحوم حاج سيد عيسي حسيني رحمهما الله از اجلّه سادات حسيني و از اخيار تجّار، علاوه بر غناي معنوي داراي غناي مادي هم بودند و در اثر همين دارايي و ثروت در ميان همسايه ها و هم اقران خود به دستگيري از مستمندان و مساكين مشهور بوده و يكي از خيرين بازار به حساب مي‌آمدند . خداوند غريق رحمت خود و با اجداد طاهرينش محشور گرداند.

ايام نوجواني خود را با جديت تمام صرف تحصيل علوم روز در مدارس دولتي آن زمان مي نموده اند كه در نيمه راه پدر بزرگوارشان با تأكيد فراوان معظم له را وادار مي نمايند كه به درس طلبگي رو آورده و مشغول تحصيل علوم ديني باشند.

از جمله امتيازات تحصيلي معظم له، چون والد بزرگوارشان از جمله اغنياء و ثروتمندان به شمار مي‌آمد اجازه نداده بودند از وجوه شرعيه استفاده نمايد و تا زنده بودند اين ممنوعيت ادامه داشت.(خدايش رحمت كند).

بنا به دستور پدر در حدود 16 سالگي، دوران پر بار جواني را در حوزه علميه تبريز تا كتاب كفايه الاصول نزد اساتيد بزرگوار و نامي آن زمان گذرانده و خود نيز از اساتيد معروف دروس ادبيات آن شهر قرار گرفته و شاگردان زيادي تربيت نموده اند.
سپس به شهر مقدس قم، شهر كريمه اهل بيت عليها سلام و شهر علم و اجتهاد مهاجرت نموده و به ادامه تحصيل مشغول شدند.

معظم له با اينكه خود در قم از سطوح عاليه (كفايتين) نزد اساتيد نامدار حوزه شروع به تحصيل نمودند؛ خود نيز به تدريس كتب مختلف در رشته هاي گوناگون، مخصوصاً ادبيات مشغول شدند به طوري كه شرح مطول ايشان مورد توجه اساتيد و بزرگان حوزه و شخصيت برجسته اي مانند مرحوم علامه طباطبائي، مفسر كبير قرآن صاحب تفسير وزين «الميزان»، قرار گرفته و تقريظي بر آن مرقوم فرمودند كه به هيچ تأليف و تصنيفي همچون تقريظي ننوشته اند.

معظم له روز به روز طبق روال عادي حوزه به مدارج عاليه صعود نمودند ، جالب اين است كه در دوران تجرّد خود در مدرسه مباركه حجتيّه شرح مفصلي به كتاب رسائل شيخ انصاري،در هفت جلد نوشته وشايستگي خود را درهمان اوان جواني در رشته هاي مهم سطح و خارج حوزه به همگان نشان دادند .
اين شرح با استقبال شايان اساتيد بزرگ حوزه مواجه شد و مورد تأئيد و تشويق بزرگان قرار گرفت و مخصوصاً از طرف مرجعيت بزرگ شيعه حضرت آيت الله العظمي بروجردي مورد عنايت خاص قرار گرفت.

معظم له در قم با همت عاليه خود از محضر اساتيد و مراجع طراز اول حوزه استفاده شايان نموده و در كنار آن در نتيجه تدريس فراوان از حوزه درس ايشان شاگردان فاضل و لايق به جامعه اسلامي تحويل گرديده است.

شاگرداني كه در اثر تربيت معظم له به مدارج بالاي علمي، از اساتيد حوزه گرفته تا مصادر بالاي كشوري به خصوص مناصب قضايي، راه يافته اند.

اقامت معظّم له در شهر مقدّس قم

در حدود شصت سال است كه در حوزه علميّه قم مشغول تدريس و تدرّس مي‌باشند و شاگردهاي خوبي تربيت نموده اند كه فعلاً بعضي از آنها در قوّه قضائيّه و بعضي از آنها در ترويج احكام دين مبين در شهرها و روستاها مشغول انجام وظيفه مي‌باشند.

اشتغالات علمي
معظم له علاوه بر اشتغالات تدريسي خارج فقه، بسياري از اوقات گرانقدر خود را صرف تأليفات علمي و استدلالي و غيره مي نمايند.

اشتغالات مرجعيّت
كارهاي ديني و مراجعات مذهبي، از اشتغالات وقت گير و طاقت فرسا است كه دامن معظم له را نيز گرفته و استراحت به معناي واقعي را از معظم له سلب نموده است؛ مخصوصاً با اقتضاي سنّي بالا و به تحليل رفتن، توان جسمي و نيروي جواني كه به معظّم له رو آورده تعجّب آور است، بدون لُجنه استفتائي به تنهايي به همه سئوالات داخل و خارج، از اقطار و اكناف مختلف عالم، كتباً و شفاهاً و به وسيله تلفن، پاسخ كافي و شافي مي فرمايند كه روزانه به طور ميانگين 5 ساعت وقت معظم له را فرا مي‌گيرد.

مواعظ و نصايح
آن بزرگوار در هر مقطعي و يا موقعيّتي كه برايشان پيش مي‌آيد، با قلم و قدم و بيان، طلاب و محصّلين علوم ديني و اهل منبر را، با نصايح عالمانه و پدرانه خود ارشاد و راهنمائي كرده و از هر فرصتي استفاده مي نمايند و حتّي با پخش اوراق نصيحتي در اين زمينه، از كوشش و راهنمائي خود، فروگذار نمي شوند؛
در اينجا متن يكي از نصايح معظم له را كه به علماء و اهل منبر نوشته اند، را مي آوريم؛

آقايان فضلاء طلاب و محصلين علوم دينيّه را به خواندن كتب مختصره كه متضمّن اصطلاحات مي‌باشد تشويق نكنند؛ صلاح نمي‌دانم از اين قبيل كتابها كه فعلاً در حوزه هاي علميه تدريس مي‌شود نام ببرم .
در حوزه هاي علميه بايد علم فقه و علم اصول تقويت شود، خصوصاً به علم اصول اهميت بيشتري داده شود؛ چون اين علم مقدمه علم فقه است، اگر فقيهي تسلّط تام و بصيرت كامل بر قواعد علم اصول و تطبيق مسائل فرعيّه بر آن را نداشته باشد و در اين علم صاحب مبناء نباشد، در فقه بصيرت تام نخواهد داشت و دچار تزلزل خواهد شد و قدرت استنباط و اجتهاد در صورتي ميسور است كه فقيه به مباني اصول و قواعد فقهيّه آشنائي كامل داشته باشد.
آقايان طلاب و محصلين علوم دينيّه بايد كتابهاي مورد توجه علماء سلف را مورد تدريس و تدرّس خود قرار بدهند.
مثلاً از علم نحو جامع المقدمات، سيوطي، جامي، و مغني و از علم منطق حاشيه، شمسيه، و شرح مطالع و از علم معاني، بيان و بديع كتاب مطول خوانده شود، نه مختصر المعاني و از علم كلام باب حادي عشر و شرح تجريد و از علم اصول معالم الاصول، قوانين، رسائل قديم و كفايه الاصول و از علم فقه شرايع و لمعه و رياض المسائل و مكاسب خوانده شود؛ تا حال كتابهاي مذكوره مورد عنايت گذشتگان قرار گرفته و مراجع تقليد هم در درس خارج يكي از كتابهاي مزبور را عنوان مي كردند.

متأسفانه در عصر فعلي، علماء و طلاب و محصلين علوم دينيه، به كتابهاي فارسي رو آورده اند و از مطالعه كتب قدماء غفلت دارند، در حالي كه علماء و طلاب بايد با كتابهاي عربي مثل بحار الانوار و كتب اربعه و تفاسير، مأنوس باشند و از مطالعه كتابهاي فارسي و جيبي مترجم، جداً خودداري نمايند.
حقيقت مطلب اين است كه با خواندن نحو و صرف ساده بصيرت كامل و قدرت علمي به دست نمي‌آيد، لذا عده اي از آقايان بدون مطالعه و اطلاع از روايات وارده از اهل بيتعليهم السلام مطالبي مي‌گويند كه سبب انحراف مردم شده و خودشان نيز مورد نقض و ابرام قرار مي‌گيرند.
شايسته است كه علماء و طلاب از كتب علماء سلف كه زحمت زيادي كشيده اند استفاده نمايند تا بهره كامل از علوم اسلامي داشته باشند.
حقير غالباً به رفقا اهل منبر توصيه مي كنم كه منبر داراي سه ركن مي‌باشد؛
1- اطلاعات تفسيري
2- اطلاعات روايي
3- اطلاعات تاريخي
و آقاياني كه در اين اركان ثلاثه ، اطلاعات كافي داشته باشند، منبر آنان مورد استفاده مسلمين و موجب تقويت اسلام مي‌باشد و آقاياني كه در وعظ و خطابه قال الباقر و قال الصادقعليهما السلام مي‌گويند مردم استقبال شاياني از منبر آنان مي نمايند.
آقايان طلاب در فكر آينده خود بوده و عمر عزيزتان را ضايع نكنيد، كه پشيماني بعدي سودي نخواهد داشت. نظر شما اين است كه در معارف اسلامي صاحب بصيرت باشيد و به مقامات عاليه برسيد كه آن هم تنها با ياد گرفتن اصطلاحات ميسّر نخواهد بود. خواندن كتب مختصره سواد نمي‌آورد، بايد كتابهائي كه شامل ان قلت، قلت، فانّه يقال است مورد تدريس و تدرّس قرار گيرد؛ از خواند كتب مذكوره غفلت نكنيد.
خواندن از روي نوار و حاضر شدن در مباحثه اي كه سكوت محض است و قيل و قال ندارد و اشكال كردن ممنوع است، شما را با سواد نمي‌كند.

در خاتمه از درگاه حيّ لا يزال مسألت مي‌نمايم آقايان علماء اعلام را در پيشبرد اهداف مقدس اسلام مؤيد فرمايد و بازار علم و دانش و فضيلت و تقوا را رواج بدهد،
ما را به راه انسانيّت و صراط مستقيم هدايت فرمايد، دلهاي ما را به درياي رحمت و عظمت خود متصل بدارد، لذت بندگي نفس و كوته فكري ها و كوته بيني و خود خواهي ها را از دست و پاي ما بردارد، از وسوسه هاي عقل حسابگر كه فقط سود جويي ها و نفع پرستي ها را به ما عرضه مي‌كند بر حذر دارد و نوري از عشق الهي را در دلهاي ما بتاباند.
بمنّه و جوده و احسانه و بحق محمد و آله الطيبين الطاهرين صلوات الله عليهم اجمعين.

طلاب و محصلين علوم ديني بايد از معاشرت با افرادي كه انحراف عقيده دارند و از مسير تحصيل منحرف و به خود سرگرم مي سازد خودداري نمايند، زيرا ترك معاشرت با چنين افراد از مهمترين وظائف است. محصلين بايد با افراد نامناسب بالاخص با افراد كم خرد و تن آسا و بي تقوي و از افرادي كه غيبت مي كنند و عمر خويش را به بطالت مي گذرانند، پرهيز نمايند.


اخلاق معظم له
حضرت استاد در اخلاق اسلامي، زهد، تقوا، طهارت، تعالي روح، دانش، حكمت، اخلاص، پاكي نيّت، تواضع، تبحّر علمي، سعه صدر، عزم استوار در افتاء، بزرگواري، شخصيت روحي، و جميع فضائل و كمالات مشهور تر از آن است كه ذكر شود.

حسن برخورد با علماء و مراجعه كنندگان و حفظ آبرو و شخصيّت روحانيون بالاخص در حين مراجعه به محضرشان زبان زد عام و خاص مي‌باشد، عطش علمي و شوق وافر روح تشنه و سيراب ناپذير از ابتداء تحصيل خواب راحت را از چشمان معظم له ربوده و شبانه روز وقت گرانمايه خود را در تحقيق و استنباط احكام سپري نموده است.
اين همه مراجعات از داخل و خارج و طرح سئوالات، بالخصوص مسائل مستحدثه روز كه نه جلسه استفتاء و نه لجنه اي دارند،بلكه به تنهائي جواب گوي مسائل مي‌باشند.

وقتي انسان زندگي نامه و سرگذشت برخي از دانشمندان اسلامي و بزرگان علم را ورق مي زند، مي‌بيند با وجود گرفتاريهاي فراوان و مشكلات گوناگون كه داشتند آثار زنده علمي و تحقيقي و ميراث بزرگي از خويش به يادگار گذارده، براستي دچار شگفتي مي‌گردد و اين توفيقات را جز عنايات خاص الهي نمي‌داند و فقيه عاليقدر حضرت استاد از اين افراد است.

اهميت دعا و توسل به ائمه اطهارعليهم السلام
حضرت استاد به دعا و توسل و گريه بر مصيبت اهل بيت پيامبرعليهم السلام اهميت زيادي قائلند و مي فرمايند اكثر اوقات، من مشكلات خود را با دعاي مؤمنين حل مي كنم؛ معظم له در مناسبتها (مثل ماه مبارك رمضان، محرم، صفر و روزهاي وفات و شهادت) كه درس تعطيل مي‌شد از شاگردانش درخواست دعا مي نمودند و مي‌فرمودند: از شما التماس دعا دارم، مطالبي كه مورد نظر من است؛ فراموش نكنيد و من هم شما را دعا مي كنم .
حتّي معظم له از تمامي مردم ، كه عازم زيارت ائمه اطهارعليهم السلامو پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم و بيت الله الحرام مي‌شوند التماس دعا نموده؛ مي فرمايند حتماً مرا فراموش نكنيد

تاریخ ارسال: 1391/11/23
تعداد بازدید: 2175

ارسال نظر

نام:
ایمیل:
سایت:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
این قسمت به حروف بزرگ و کوچک حساس نیست.

اوقات شرعی