اقامه نماز وظيفه نخست حكومت ديني
اقامه نماز نهادينه كردن فرهنگ نماز در ساحت روح و جان آدمي است و فرهنگ نماز همان است كه در سنت آمده « الصلوه قربان كل تقي » و در قرآن با اين بيان كه « ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر » از آن ياد شده كه اگر چنين فرهنگي در جان آدميان تعميق يافت عطر جان افزاي آن جامعه انساني را معطر خواهد ساخت.
اقامه نماز نه فقط خواندن از كار و اوراد و ترنم ترانه اي راز آلود ميان عبد و معبود است بلكه چشمه سار زلالي است كه آلودگي ها را از روح بر پا كننده نماز خواهد زدود و چهره جامعه را نيز زيبا خواهد ساخت و سياهي ها و تيرگي ها را از آن خواهد برد.
اقامه نماز توسعه فرهنگ ديني و بسط انديشه توحيدي در جامعه انساني است و اصلي ترين وظيفه حكومت هايي كه بر مبناي دين بنا شده اند تعميق باورهايي است كه ريشه در معارف ديني دارند.
دين تحريف شده، فرهنگي منحط توليد خواهد كرد و حكومتي كه بر مبناي چنين ديني استوار گرديده باشد بسط دهنده ي فرهنگي متناسب با آن باورها خواهد بود ولي ديني كه سلامت خويش را از هنگامه تكوين، حفظ نموده و خداي متعال با اين سخن كه « انا نحن نزلنا الذكر و نحن له لحافظون » دست تحريف گران به بنيان هاي آن دين را كوتاه ساخته تا نتوانند با ممزوج ساختن آموزه هاي متقن آن با تراوشات فكري زميني خويش باعث سلب اعتماد آدمي به گزاره هاي ديني شوند. حكومتي كه بر پايه چنين ديني بنيان نهاده شود اگر اهداف خويش را گم نكند و حكومت را در مسير حفظ و تعميق باورهاي ديني و اجرايي كردن احكام دين به خدمت بگيرد. نخستين وظيفه حاكمان آن بسط و گسترش معنويت در ميان افراد جامعه خواهد بود همانگونه كه حكومت هاي غير ديني و سكولار نخستين وظيفه خود را مرزبندي ميان دين و سياست و منزوي كردن دين و رفتارهاي ديني مي دانند.
حكومت هاي سكولار و لائيك به آن چه حقيقتي قدسي و الهي دارد در صورتي اجازه زيست جمعي مي دهند كه آن چيز از حقيقت قدسي خويش قبض روح شود و حقيقتي زميني پيدا كند و آموزه هاي آن هماهنگ با اهداف سياسي چنين حكومت هايي باشد كه در اين هنگام نه تنها با آن مبارزه نخواهند كرد بلكه به تقويت و توسعه آن همت مي گمارند كه نمونه آن توسعه و تبليغ مسيحيتي است كه در خدمت سياست حاكمان حكومت هاي سكولار در آمده است.
جايگاه رفتار ديني مردم از ديدگاه سياست سكولاريستي مانند جايگاه ورزش و بازي از نگاه مديريت يك مدرسه است. مدير در هنگام تنظيم برنامه درسي به ساعت ورزش همانند ساعات ديگر دروس مي نگرد و مي كوشد با تنظيم مناسب آن حداكثر استفاده را از ورزش براي تجديد قوا و ايجاد نشاط لازم براي دانش آموزان، در برنامه هاي درسي ببرد، مديران سياسي در حكومت هاي سكولار با نظر سياسي به رفتار و عقايد ديني مردم مي نگرند، آن ها در قالب هدف هاي سياسي خود زمان و مكان مناسبي براي رفتار ديني مردمان انتخاب مي كنند و اگر دين برنامه سياسي حاكمان را بر نتابد به عنوان رقيب براي حاكميت بدان نگاه خواهد شد و سياست با بسيج امكانات خود در جهت كنترل رفتارهاي ديني اقدام خواهد نمود. كه نمونه هايي از اين كاركرد را در مواجهه كشورهاي غربي با مظاهر و نمادهاي ديني مشاهده مي كنيم.
سكولاريسم انديشه اي است كه قداست زدايي از امور را دنبال مي كند و تلاش بر حاكم نمودن قوانين و ارزش ها و مقررات اجتماعي غير ديني دارد. جدايي دين از سياست از لوازم ذاتي سكولاريزم است و سكولاريزم از لوازم ذاتي تفكر اومانيستي مدرن غربي است زيرا اومانيسم به معناي بشر مداري و انسان سالاري، انسان را به جاي خدا مي نشاند و به تعبير باخ فيلسوف آلماني ماترياليست قرن نوزدهم براي بشر، خدا همان بشر است و مسلماً از اين منظر، دين و وحي جايي در زندگي آدمي نخواهد داشت و دين نمي تواند در سياست و اجتماع نقشي بردوش گيرد. و از آن جا كه ويژگي اصلي مدرنيته، اومانيسم است روح عصر جديد، روحي متمرد و سركش در مقابل خدا و خاضع در برابر تمايلات و هواهاي نفساني انسان است و مدرنيته ذاتاً غير ديني و فراتر از آن دين ستيز است.
مدرنيته چه در دوره ي آغاز تكوين خود يعني عصر رنسانس كه از نيمه قرن 14 ميلادي تا نيمه قرن 16 ميلادي به طول انجاميد و چه در دوره نهادينه شدن و بسط و گسترش و حاكميت آن در همه عرصه هاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي غرب كه از نيمه دوم قرن شانزدهم تا پايان قرن 19 ادامه يافت و چه از آغاز زوال و انحطاط مدرنيته كه به دوره پست مدرن شهرت يافته است و فرهيختگان جوامع غربي از فاجعه اي كه فرآيند مدرنيته بدنبال داشته آگاه شده و نسبت به اصول و ارزش هاي تمدن مدرن گرفتار ترديد و دودلي شده اند دوره ي دوركردن دين و رفتارهاي ديني از عرصه سياست و اقتصاد و قضاوت و فرهنگ بوده است و حكومت هاي غير ديني عصر جديد بخلاف حكومت هاي دوران باستان و يا قرون وسطايي شديداً مانع حضور دين در عرصه هاي جمعي شده و رفتارهاي منشأ يافته از دين را تا جايي تحمل مي كنند كه در راستاي سياست هاي منفعت طلبانه آن ها باشد و رفتارهايي كه حتي صرفاً فردي تلقي مي شود در صورتي كه با سياست هاي سكولاريستي و نژاد پرستانه آن ها در تعارض باشد تحت عنوان مبارزه با نمادهاي مذهبي بر نمي تابند كه نمونه آن وضع قانون منع حجاب در مدارس و ادارات دولتي در فرانسه است.
قطعاً با اين نگاه به روند حاكميت و قدرت در تاريخ زندگي بشر، حكومت هايي مي توانند نسبت به رفتارهاي ديني و بسط و توسعه فرهنگ دينداري تسامح بورزند و يا به تقابل برخيزند كه مبتني بر تفكرات اومانيستي و انسان محوري باشند ولي حكومت هايي كه خود را مرهون دين و تدين مردمان مي دانند و بر آمده از ايثار و مجاهدت متدينان هستند اصلي ترين و نخستين وظيفه خويش را بسط فرهنگ ديني و تقويت باورهاي مذهبي كساني مي دانند كه در سايه چنين حكومتي زندگي سپري مي كنند و با همين نگاه است كه قرآن مي فرمايد: هنگامه اي كه صالحان به قدرت مي رسند طليعه برنامه حكومتي خويش را بر پاي داشتن نماز قرار مي دهند و ارتقاء وضعيت معيشتي محرومان را سرلوحه عمل مي نمايند و به خوبي ها فرمان مي دهند و از بدي ها باز مي دارند و زمينه بسط معروف را مي گسترند و بساط زشتي ها را در هم مي پيچند.
امروز كه در اين سرزمين فداكاري ها و ايثارگري ها و شهادت ها، مستضعفان و محرومان را به قدرت و حاكميت رسانده و خداي متعال آنان را دست خويش براي اقامه قسط و عدالت و دفع باطل وكژي قرار داده همواره بايد اين سخن خداوند را كه مي فرمايد:
« الذين ان مكناهم في الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزكاه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر ولله عاقبه الامور »
در مقابل ديدگان خويش قرار دهند و حاكمان با وضع قوانين و مقررات و تخصيص بودجه و اعتبارات لازم اقامه نماز را وجهه همت خويش سازند و حال كه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران تنها حكومتي است كه داعيه مردم سالاري ديني دارد و هدف خود را اجراي احكام الهي مي داند همه توان خويش را در راه اجراي فرامين الهي بسيج كنند و فرهنگ نماز را بسط دهند و عطر نماز را در فضاي اين مرز و بوم پراكنده سازند.
والسلام علي اكبر ايماني امام جمعه فرديس |